دنیای فروش ، بازاریابی و موفقیت

» خودکشی ( سه شنبه 4 شهریور 1393 )
» جولین ترژر: چگونه سخن بگوییم تا مردم علاقه مند به شنیدن بشوند ( سه شنبه 4 شهریور 1393 )
» مشتریان به تبلیغات شما اعتماد ندارد ( شنبه 14 تیر 1393 )
» از گوگل بیشترین بهره را ببرید ( دوشنبه 26 خرداد 1393 )
» من صفحه چندم گوگل هستم ؟ ( دوشنبه 26 خرداد 1393 )
» ایده هایی برای افزایش درآمد شرکتهای کامپیوتری ( چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 )
» چرا مشتری از خرید خود منصرف می‌شود؟ ( دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 )
» ۱۰ کاری که افراد موفق برای رسیدن به آرزوهایشان انجام می‌دهند ( شنبه 20 اردیبهشت 1393 )
» برای جلب توجه مشتری از این قوانین پیروی کنید ( شنبه 20 اردیبهشت 1393 )
» ترفندهای افزایش وفاداری مشتریان ( چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 )
» پرسنا: مشتری را به تصویر بکش! ( چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 )
» چگونه کسب و کاری پول‌ساز، موفق و آنلاین داشته باشیم؟ ( چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 )
» زنگ خطر برای اصول كلاسیك بازاریابی ( دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 )
» آیا کسب و کارهای سنتی به بازاریابی اینترنتی نیاز دارند؟ ( یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 )
» هشت راه برای رسیدن به ایده های تجاری ( سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 )
تبلیغات

خودکشی

نویسنده: محمدرضا امین سه شنبه 4 شهریور 1393 دسته بندی : فیلمهای کوتاه ,


گاهی وقتها بهتر است به جای پرداختن به مزایای کالا بصورت مستقیم از این ویژگیها بصورت غیر مستقیم و حتی طنز استفاده شود.





ادامه مطلب ... نظرات :

جولین ترژر: چگونه سخن بگوییم تا مردم علاقه مند به شنیدن بشوند

نویسنده: محمدرضا امین سه شنبه 4 شهریور 1393 دسته بندی : فیلمهای کوتاه ,


آیا تا بحال حس کردین که هیچ کس حاضر نیست به حرف هاتون فکر کنه؟ اینجا جولین ترژر برای کمک آماده است. در این سخنرانی مفید، متخصص صدا چگونه های داشتن یک مکالمه قوی رو نشون میده - بوسیله تمرینات ساده صوتی تا نکاتی برای اینکه چطوری مکالمه کنیم. یک سخنرانی که ممکنه کمک کنه که دنیا صدای زیباتری داشته باشه





ادامه مطلب ... نظرات :

مشتریان به تبلیغات شما اعتماد ندارد

نویسنده: محمدرضا امین شنبه 14 تیر 1393 دسته بندی : مقالات بازاریابی و فروش ,
یک پیام مهم به مدیران بازاریابی: مشتری ها به تبلیغات شما اعتماد ندارند. در واقع ۲۵ % مشتری ها به تبلیغات چاپ شده و حتی خیلی کمتر از این رقم به تبلیغات دیجیتالی اعتماد می کنند. در واقع کارزار های تبلیغاتی هر چقدر هم که خوب باشند، دیگر برش چندانی ندارد.


    
    
بیایید با این واقعیت روبرو شویم. برند شما با تعاملی که با مشتری دارد تعریف می شود. با وجود تمام تلاشهایی که برای کاتالایز کردن این تعامل ها بواسطه کارزار های تبلیغاتی می کنید، اشخاص بیشتر با برندتان تعامل دارند و ارتباط برقرار می کنند تا با آن پیام های از پیش هماهنگ شده. ممکن است مشتری ها از تولیدات شما بواسطه یک دوست با خبر شده باشند. بعد از اولین خرید، مشتری محصول شما را استفاده می کند و با دیگران ارتباط برقرار می کند و حتی فعالیت هایی پیرامون محصول شما انجام می دهد. مشتری ها پیام ها را چه منفی و چه مثبت دهان به دهان می گسترانند و این تصویر واقعی برند شما را چه بخواهید و چه نخواهید می سازد.


مفاد این تعامل ها تعیین می کند که مشتری جذب برند شما می شود یا نه و مهمتر از همه با برند شما دوباره داد وستد می کند یا نه! ماموریت جدید بازاریابی استخراج زمینه های نیاز مشتری است تا در زمان نیاز برند ارائه خدمات کند. مک کرمیک تولید کننده ۱۲۵ ساله گیاهان و ادویه FlavorPrint را پدید آورده است تا همین کار را انجام دهد. اگر شما به آنها بگویید که چه مزه ای دوست دارید یا محتویات غذای شما چیست آنها دستور ترکیب مناسبی را برایتان آماده می کنند. این فکر خیلی خوب کار کرده از وقتی سایت بالا آمده بازدید های دوباره افزایش یافته است، زمان استفاده از سایت کاربران ۹برابر شده است. از وقتی FlavorPrint را افتاده است فروش ادویه جات رشد ۲ رقمی داشته است.


یا Nike را در نظر بگیرید. این برند هزینه رسانه های عمومی خود را در آمریکا ۴۰ % پایین آورد در حالیکه این برند در ۳ سال گذشته ۹ میلیارد دلار رشد داشته! عجیب و غریب است. اگر گزارش مالی آنها را مرور کنید می بینید که خیلی خوب عمل کرده اند. خوب چطور این کار را کرده اند؟ محصولاتی مانند FuelBand اطلاعات متنی را جمع اوری می کنند و در پلت فرم دیجیتالی مشتری نمودار آن را رسم می کند. پلت فرم از قدرت اشتراک گذاری شبکه های اجتماعی استفاده می کند تا تعامل های بیشتری بیافریند. از آگوست Nike+ بیش از ۱۸ میلیون عضو داشته است و در روز ۱۵۰۰۰ نفر نیز به آن می پیوندند.


حتی اگر گول این مدل تعاملی پیوسته را خورده اید بودجه شما باید حقیقت ماجرا را بیان کند. کمپین یا همان کارزارها ها همه کاره اند. آنها مهم هستند چون باعث می شود مشتری واقعی خود را از کانال درست با پیام درست پیدا کنید. اما پیشرفته ترین کارزارهای تبلیغاتی نیز دیگر مزیت رقابتی ایجاد نمی کنند. چرا؟ چون رقیب شما نیز می تواند همان قدر در برگزاری کارزارها ماهر باشد که شما هستید. وقت آن رسیده است که توجه خود را از جذب مشتری روی مدیریت تعامل با مشتری تغییر دهید.


برای مدیر های بازاریابی وقت آن رسیده است تا راه تازه ای برای بازاریابی در نظر بگیرند
موتور بازاریابی مفهومی: بستر مخصوص برند که مفاد خواسته مشتری را از مشتری می گیرد و فواید آن را بر می گرداند و مشتری را برای تعامل بهتر با برند راهنمایی می کند. اگر شفاف سازی کنم این صرفا یک نرم افزار پر زرق و برق نیست که باید از یک شرکت نرم افزاری خریداری کنید. باید استین ها را بالا بزنید، یک تیم جمع کنید و یک موتور بازار یابی با امکانات موجود و حتی امکانات جدید بسازید.
ساخت موتور بازاریابی متنی یا مفهومی برای بسیاری کاری سخت خواهد بود. برای پیشبرد قضیه شما باید روی استراتژی، فرآیند و تکنولوژی های خود در چهار مرحله دوباره فکر کنید.


۱) استراتژی بازاریابی را برای از بند رها کردن تعاملات سودبخش دوباره تعریف کنید – اگر شما مانند بیشتر کسب و کار ها هستید پس حتما روی آگاهی از برند، جذب مشتری و پرداخت به رسانه ها کار می کنید. از نو روی این موضوع بطور کامل فکر کنید. ستاره قطبی برند خود را شناسایی کنید. مفهومی هادی که شخصیت برونی برند شما را شکل می دهد. سپس تعامل تکرارپذیری که ستاره قطبی شما را توانا تر بسازد را شناسایی کنید.
ٰ

۲) فرآیند بازاریابی خود را دوباره نظم دهید تا جرقه آغاز چرخه تعامل زده شود- کارزار های تبلیغاتی با برنامه ریزی های سنگین که هماهنگ با تولید و برنامه های رسانه ها و … است اداره می شود. بجای آن برند ها باید روی مدیریت موتور بازاریابی مفهومی به عنوان یک محصول کار کنند که سیستمی است زنده در تعامل با مشتری.
ٰ

۳) پرتفوی فنون بازاریابی تجاری خود را سازگار سازید- خبر خوب اینکه بازاریاب ها می توانند از اپلیکیشن های موجود و دیتا بیس های مشتری ها برای شروع استفاده کنند. سیستم اتوماسیون بازاریابی شما به عنوان راه حل های هوش دیجیتالی و تجربه دیجیتالی همه نقشی ایفا می کنند. پس قبل از این که پلت فرم جدیدی بخرید به همین پلت فرم موجود بچسبید و سرمایه گذاری استراتژیک روی قابلیت یادگیری ماشینی نرم افزار بکنید.
ٰ

۴) با داده های بزرگ و تحلیل آنها نوآوری را شتاب دهید- تجزیه و تحلیل مشتری ها و ابزار ها و فنون مربوطه باید در بازاریابی نهفته باشد. شاید فکر کنید در تجزیه و تحلیل خوب هستید ولی وقت آن است که به این فکر کنید که چطور و کی باید تحلیل کنید. با همکاران مدیریت فن آوری کار کنید تا تکنولوژی های آنالیز دیتا های بزرگ را تجربه کنید تا ترکیبی جدید از ابزارها و روش های آنالیز بدست آورید تا شما را به تصمیم های مشتری در هر لحظه رهنمون شوند.

منبع: adage.com
نویسنده: قاسم نظامی پور آذری





ادامه مطلب ... نظرات :

از گوگل بیشترین بهره را ببرید

نویسنده: محمدرضا امین دوشنبه 26 خرداد 1393 دسته بندی : تصاویر جالب در ارتباط با فروش و بازاریابی ,





ادامه مطلب ... نظرات :

من صفحه چندم گوگل هستم ؟

نویسنده: محمدرضا امین دوشنبه 26 خرداد 1393 دسته بندی : مقالات بازاریابی و فروش ,
برای بسیاری از ما تا کنون این سوال پیش امده که کلمه یا متن و یا کالا و خدمات بیزینس و تجارت ما در صفحه چندم گوگل یا در سایر موتور های جستجو می باشد ؟ 

 

همیشه این مضوع برای ما جذابیت خاص خود را داشته و از طرفی  با توجه به گسترش دانش سئو در موتور های جستجو به خصوص گوگل و اهمیت روز افزون تکنیک جذب مشتری از طریق SEM این موضوع برای هر تجارتی جنبه حیاتی و ضامن تداوم فعالیت اقتصادی سازمان ها و شرکت ها در دنیایی رقابت عصر اطلاعات می باشد . روش و تکنیک های سنتی دیگر تمام شده آنچه ذر بازار رقابت عصر حاضر سرنوشت ساز است استفاده از همین ابزار های دیجیتال و سنجش ارزش می باشد . 


با این اوصاف این موضوع مهم را همیشه مد نظر داشته باشیم در هر کشور و یا منطقه ای هستیم هر گونه که خودمان جستجو می کنیم بدانیم که رفتار سایر کاربران عامه آن منظقه و کشور نیز مانند خود ما است یعنی اگر ما به دنبال یک کلمه یا خدمات و کالا هستیم روش جستجوی ما با توجه به فرهنگ همان منطقه از نظر زبان و مصرف و کاربرد و موارد اینچنین می باشد و همیشه این سوال را از خودمان بپرسیم که آیا برای یافتن کالا و خدمات خود به دنبال چند صفحه ابتدایی گوگل هستیم دو صفحه ، سه صفحه یا پنجاه صفحه ؟ بنده به شخصه معمولا تا سه صفحه اول بیشتر جستجو نمی کنم و لینک های مرتبط را معتبر نمی دانم ولی این را می دانم که اولی ها همیشه حرفی برای گفتن دارند . با استفاده از لینک های ذیل می توانیم بدانیم که در کدام صفحه و رتبه گوگل هستیم . 


جهت دیدن موقعیت رتبه خود در گوگل از سایت های ذیر استفاده کنید

 
  www.keywordtool.ulancer.com
 www.whatpageofsearchamion.com






ادامه مطلب ... نظرات :

ایده هایی برای افزایش درآمد شرکتهای کامپیوتری

نویسنده: محمدرضا امین چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 دسته بندی : فیلمهای کوتاه ,
ادامه مطلب ... نظرات :

چرا مشتری از خرید خود منصرف می‌شود؟

نویسنده: محمدرضا امین دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 دسته بندی : مقالات بازاریابی و فروش ,
چرا مشتری از خرید خود منصرف می شود؟

Untitled 1

پشیمان شدن مشتری از خرید، یکی از دردآورترین بلاهایی است که بر سر فروشندگان نازل می شود.

تصور کنید پس از کلی دردسر، سفارش بزرگی بگیرید و دو روز بعد ، از همان مشتری ایمیل یا فکسی به دستتان برسد.........( جالب است که هیچ وقت زنگ نمی زنند! ) و در کمال ناباوری بخوانید که مشتری از تصمیم خود منصرف شده است. دردناک‌تر از این حالت وقتی است که فروشنده برای گذاشتن قول و قرار نهایی می‌خواهد با مشتری تماس بگیرد ولی گویی این آدم از صحنه روزگار محو شده است.

این مورد بیشتر در معامله‌های بزرگ مثل فروش خانه، خودرو یا پیانو اتفاق می‌افتد. بعضی‌ها تحت تاثیر احساسات تصمیم به خرید چیزی می‌گیرند، ولی بعد می‌بینند که با عقل جور در نمی‌آید یا اصلأ نمی‌توانند هزینه‌اش را بپردازند.

گروهی هم تحت تاثیر حرف دیگران از تصمیم خود منصرف می‌شوند و یا به این نتیجه می‌رسند که ارزش ندارد برای داشتن چنین چیزی با همسر خود کلی بگو مگو کنند.

    حتی دولت هم پذیرفته است که گاهی پشیمانی گریبان خریداران را می‌گیرد. برای همین قانون وضع شده است که طبق آن در معامله ها باید مهلت سه روزه‌ای برای مشتری در نظر گرفت تا چنانچه تصمیمش عوض شد بتواند بدون پرداخت جریمه قرارداد را فسخ کند.

بعضی از فروشنده‌ها آن قدر ساده لوح‌اند که به این بند قرارداد به‌عنوان ویژگی معامله اشاره می‌کنند. غافل از این‌که با این کار تخم دودلی را در دل مشتری می‌کارند. تنها کاری که یک فروشنده خوب باید انجام دهد این است که جنبه‌های مثبت مسائل را بزرگ کند و ذهن مشتری را به سمتی سوق دهد که غلبه بر شک ها و تردید‌ها برایش آسان شود.

اگر فروشنده‌ای در این کار موفق نیست، دلیلش این است که جرات ندارد تا به مشتری بگوید چطور نگرانی‌هایش را رفع کند.

راهکار: به مشتری خود بگویید ممکن است وقتی به خانه می‌رود شک کند که آیا توان پرداخت این هزینه را دارد یا می‌توانسته همین محصول را جایی دیگر ارزانتر تهیه کند و یا حتی تحت تاثیر اظهار نظر دیگران مردد شود. سپس برایش توضیح دهید که در هر مورد چه کاری انجام دهد. شاید دیده‌اید بعضی از فروشنده‌ها نواری تهیه می‌کنند که در آن بطور مختصر دلایل بروز شک و تردید‌های بی‌جا و راه‌هایی از آن ها را شرح داده‌اند.

راز مهم: راز موفقیت در به ثمر رساندن یک معامله، یادآوری این نکته به مشتری است که اصلأ از ابتدا  چرا سراغ چنین محصولی آمده است.

با به کارگیری روش‌هایی متنوع،  دلیل اصلی انتخاب اولیه را بزرگ‌تر جلوه  دهید و به نتیجه‌های منطقی و عاطفی معامله اشاره کنید. به خاطر داشته باشید که اگر فقط به یکی از جنبه‌های منطقی یا عاطفی قضیه توجه کنید، در نهایت به نتیجه دلخواه نمی‌رسید.

منبع: مدیرسبز

 

 






ادامه مطلب ... نظرات :

۱۰ کاری که افراد موفق برای رسیدن به آرزوهایشان انجام می‌دهند

نویسنده: محمدرضا امین شنبه 20 اردیبهشت 1393
کتابخانه‌هایمان را پر کرده‌ایم از انواع و اقسام کتاب‌های مربوط به موفقیت و عادات و رفتارهای افراد موفق. این کتاب‌ها را می‌خوانیم و سعی می‌کنیم در زندگی‌هایمان از آنها استفاده کنیم. بیشتر وقت‌ها این عادات کارایی ما را در زندگی بالا برده و زندگی‌مان را بهتر می‌کنند. اما مقاله امروز ما در این رابطه نیست. درمورد این نیست که افراد موفق چه می‌کنند، در مورد این است که این افراد قبلاً چه کرده‌اند.

در زیر به ۱۰ کاری اشاره می‌کنیم که افراد موفق برای رسیدن به موفقیتی که الان از آن بهره می‌برند انجام داده‌اند.

۱. بهانه نیاورده‌اند.

همه ما دو صدا داریم. یک صدایی که به شما می‌گوید سخت تلاش کنیم، روی کار کنونی‌مان تمرکز کنیم و قبل از اینکه به سراغ کار بعدی برویم اول این را تمام کنیم. یک صدای دیگر هم داریم که به ما می‌گوید دست کشیده، استراحت کنیم، تلویزیون نگاه کنیم یا در اینترنت بچرخیم.

ما در زندگی قربانی ناعدالتی هستیم، ممکن است ترفیعی باشد که شایسته آن هستیم ولی به ما نمی‌دهند. هر چه و در هر موقعیتی هم که باشیم زمان‌هایی هم اتفاق می‌افتد که با ما با بی‌عدالتی رفتار می‌شود. ممکن است برای خودمان دلسوزی کنیم و یا همه اینها را فراموش کرده، به جلو برویم و از آن فقط بعنوان یک محرک یا انگیزه‌دهنده استفاده کنیم.

نلسون ماندلا می‌توانست به زندان افتادن خود را بهانه‌ای کند برای مغلوب شدن دربرابر عصبانیت خود. اما درعوض از آن به عنوان فرصتی برای مطالعه، رشد، یادگیری و در انتها آزادی همه استفاده کرد.

به بهانه‌هایتان گوش دهید. درک کنید که چرا این بهانه‌ها را دارید و بعد فکر کنید که چطور می‌توانید از آنها در جهت خوب استفاده کنید.

۲. فقط به آنها مربوط نبوده است.


موفقیت افرادیکه واقعاً در زندگی خود موفق بوده‌اند به این دلیل بوده است که نه فقط در زندگی خود بلکه در زندگی دیگران هم ایجاد تغییر کرده‌اند.
اگر چیزی که به شما انگیزه می‌دهد چیزی بزرگتر از رسیدن به مقصد و هدفتان باشد مطمئناً سخت‌تر، طولانی‌تر و بیشتر تلاش خواهید کرد.

درست است، وقتی هدف اولیه پول درآوردن را داشته باشیم، پول درخواهیم آورد. اما بعضی ممکن است از آن پول در راه درست استفاده کنند که بسیار عالی است اما همین پول درآوردن به تنهایی هیچ دستاورد خاصی به شمار نمی‌رود.

۳. صبح‌های زود و شب‌های دیر.

کسانیکه در زندگی خود به موفقیت دست یافته‌اند برای آن زحمت کشیده‌اند. این ممکن است به قیمت از دست دادن بقیه قسمت‌های زندگی‌شان مثل خانوداه یا زندگی اجتماعی‌شان تمام شده باشد. اما ماموریت آن الزامی بوده است و تا زمانیکه به آن دست پیدا نکرده‌اند بقیه چیزها برایشان بی‌اهمیت می‌شود.

مطمئناً سخت‌کوشی هیچ جایگزین دیگری ندارد.

۴. بهترین وسیله.

انرژی وسیله‌ای بسیار وسیع است که معمولاً درمورد آن صحبت نمی‌شود. بله از انرژی به شکل سوخت و برق همه جا صحبت می‌شود اما منظور ما سطح انرژی انسان‌هاست.

واقعیت این است که هر چه انرژی بیشتری داشته باشیم، تمرکز کردن برایمان ساده‌تر خواهد شد و کیفیت کارمان بالاتر خواهد رفت.

یکی از رموز موفقیت ریچارد برانسون حفظ تناسب‌اندام عالی برای خود بود. اینکه از نظر جسمی متناسب باشیم، گردش‌خون ما به سمت مغز را بهتر کرده، هوشیاری‌مان را بیشتر کرده و تمرکزمان را بالاتر می‌برد. اینکه ورزش را بخشی از زندگی خود کنید، احتمال موفقیت شما را بالاتر خواهد بود.

۵. اصول.

چرچیل اصولی برای خود داشت. تفاوت او با بقیه آدمها این است که او به هر قیمتی که شده به اصول خود پایبند می‌ماند.

شما چه اصول و قوانینی برای خود دارید؟ هر کسی باید اصولی برای خود داشته باشد و بر طبق آنها زندگی کند.

یکی از اصول شرکت اپل این بوده است که دنیای تکنولوژی را تغییر دهد و با بیرون دادن هر کدام از محصولاتشان می‌بینیم که بر این اصل پایبند هستند.

برای خود قوانینی طراحی کنید که شما را در زمان‌های سخت هدایت کنند. این قوانین به هیچ قیمتی نباید تغییر کند.

۶. تردید، اما ایمانی ناگسستنی.

همه ما زمان‌هایی درگیر تردید می‌شویم. حتی بهترین ما شک می‌کنیم که به آرزویمان می‌رسیم یا نه. چیزی که افراد واقعاً موفق را از آنهایی که هیچوقت به قدرت واقعی خود نرسیدند متمایز می‌کند داشتن ایمانی ناگسستنی به این حقیقت است که کاری که می‌کنند درست است.

حتی اگر زمان‌هایی دچار تردید شوند، خیلی زود از این حالت بیرون می‌آیند، درحالیکه بقیه اسیر آن تردید شده و دست از ادامه راه می‌کشند.

شما هم می‌توانید لحظات تردید خود را داشته باشید، چون انسان هستید. اما نباید بگذارید آن تردید بر شما غلبه کند. باید بگذارید آن تردید به شما انگیزه دهد که ثابت کنید خوش‌بینی‌تان درست بوده است.

۷. یک دلیل.

بسیاری از دستاوردهای دنیا توسط مردان و زنانی صورت گرفته که امنیت نداشته و چیزی برای ثابت کردن به دیگران داشته‌اند و می‌خواسته‌اند از وضعیت کنونی خود ارتقاء یافته و بالاتر روند.

دلیل آبراهام لینکلن مربوط به نگاه دیگران به او و نگاه خودش به خود بود. وقتی بقیه او را پسری فقیر و بی‌سواد می‌دیدند، او در خود توانایی رسیدن به جایگاهی بالاتر را می‌دید، حتی بااینکه فقط با کمک خود می‌توانست به آن مرحله دست یابد. او نیاز به تغییر را هم می‌دید. ملتی که ادعای آزادی داشت ولی آزاد نبود. او اشکالی پایه‌ای در آن وضعیت می‌دید و می‌خواست آن را تغییر دهد. چرای او مربوط به خودش نبود به همین دلیل او را به یکی از مردان بزرگ تاریخ تبدیل کرد.

شما هم باید چرای خودتان را پیدا کنید. باید وقتی بقیه خوابند کار کنید، زندگی امن خود را به خطر بیندازید و آنقدر پیش روید که به مقصدتان برسید.

۸. زمانی تحمل کردند که بقیه ناامید شده بودند.

کسی که دست از دنبال کردن آرزوی خودش کشیده چطور می‌تواند بداند که برای رسیدن به موفقیت چه مقدار زمان نیاز داشته است؟ مطمئناً هیچکس چنین توانایی ندارد. ممکن است فردا باشد، ممکن است ده سال دیگر.

آنچه که افراد موفق را از دیگران جدا می‌کند این واقعیت است که آنها هیچگاه دست از آرزویشان نمی‌کشند. برای آنها ناامیدی هیچوقت یک انتخاب نیست. فقط زمانی متوقف می‌شوند که به مقصدشان رسیده باشند. و حتی در آن زمان هم یک ماموریت جدید برای خود ترتیب می‌دهند.

مثلاً نلسون ماندلا را در نظر بگیرید. در سال‌های ابتدای زندگی‌اش نبود که به موفقیت دست پیدا کرد. بعد از تلاش و گذشت سالهای بسیار به مقصد خود رسید. آن هم زمانی که بقیه دست از راه کشیده بودند. به این دلیل به مقصد نرسید که بهترین بود، بهترین بود چون صبر و تحمل بالایی داشت.

هیچکس نمی‌داند کی به موفقیت می‌رسد. پس با ناامید شدن و صرفنظر از ادامه راه شکستتان را تضمین نکنید. می‌توانید خودتان را سازگار کنید، تغییر دهید یا تکمیل شوید اما هیچوقت ناامید نشوید.

۹. مردم بزرگ به طور خستگی‌ناپذیری هنر و صنعت آنها را بررسی کردند.


تونی گوین و مایک تایسون به اندازه بقیه افراد روی کار خود مطالعه کردند. گوین ساعت‌ها وقت خود را صرف بررسی کار رقیبان خود کرده بود. الگوهای آنها را مطالعه می‌کرد. او ورزشکارترین فرد آن دوران نبود اما در کار خود، بیسبال، بهترین بود.

وقتی  مردم به تایسون فکر می‌کنند، به یک حیوان فکر می کنند. چیزی که اصلاً نمی‌بینند مطالعات اوست. هیچکس به اندازه مایک تایسون درمورد بوکس مطالعه نداشت. هیچکس به اندازه او فیلم بوکس تماشا نکرده بود. او اول یک دانش‌آموز بود بعد یک بوکسر.

این ورزشکاران حرفه‌ای فیلم تماشا می‌کردند، ما برای تکمیل کار و صنعت خودمان چه باید بکنیم؟

خودم را مثال می‌زنم. بیشتر کار من مربوط به نویسندگی و تناسب‌اندام است. به همین دلیل روی این دو موضوع مطالعه می‌کنم. کتاب‌هایی درمورد اینکه چطور می‌توانم نویسنده بهتری شوم و راه‌های ارتباط با خواننده مطالعه می‌کنم و کتاب‌های نویسنده‌هایی را می‌خوانم که از من بهتر هستند. اگر موضوع کارتان فروش است باید کتاب‌هایی در این زمینه بخوانید. اگر بازاریاب هستید، زمینه مطالعه‌تان باید همین باشد.

اگر به دنبال موفقیت هستید، باید در زمینه کارتان مطالعه داشته باشید و آن را به طور کامل بررسی کنید.

۱۰. خطر کردن.

اگر خطر نکنید، هیچ پاداشی در انتظارتان نخواهد بود. آنهایی که به موفقیت واقعی دست پیدا کرده‌اند بیشتری از دیگران خطر کرده‌اند.

میلیاردها نفر در طول تاریخ بوده‌اند که توانایی رسیدن به موفقیت را داشته‌اند، چه هوش بوده یا استعدادشان، در هر حال این توانایی را داشته‌اند. چیزی که نداشته‌اند شجاعت لازم برای خطر کردن زندگی‌شان بوده است. همچنین اخلاق کاری لازم برای شناختن استعدادشان را هم نداشته‌اند.

«بدترین تراژدی زندگی یک استعداد هدررفته است.»

آرزوی بزرگ و شجاعانه شما ممکن است ازدواج با دختر آرزوهایتان و تشکیل خانواده با او باشد. خطری که باید بکنید ممکن است ترک کاری که عاشقش هستید برای حمایت از او و خانواده‌تان باشد. آرزوی شما ممکن است کمک به میلیون‌ها انسان برای داشتن زندگی بهتر و سالمتر باشد. آرزویتان هر چه که باشد باید فرصت کافی برای شناخته شدن به او بدهید.

اگر واقعاً می‌خواهید با پاداش روبرو شوید، باید ریسک کنید.

آرزویتان را پیدا کنید. بعد برای رسیدن به آن همه چیز را به خطر بیندازید.




برچسب ها : سایت مردمان ,
دنبالک ها : سایت مردمان ,

ادامه مطلب ... نظرات :

برای جلب توجه مشتری از این قوانین پیروی کنید

نویسنده: محمدرضا امین شنبه 20 اردیبهشت 1393 دسته بندی : مقالات بازاریابی و فروش ,

شما چگونه توجه یک مشتری بالقوه را جلب می کنید؟

در حالیکه برخی افراد همواره راجع به این مسئله بغرنج می اندیشند، تقریبا می توان گفت که راهکار آن بسیار ساده است. یکی از روشهای آن تحریک کردن حس کنجکاوی آنهاست – علاقه آنها به بیشتر دانستن. (اما این موضوع باید دقیقا به صورت واقعی جلوه کند، نه اینکه از حالت طبیعی خارج شده و مشخص شود که عاملی از بیرون در حال ایجاد تغییر روند است.)

زمانی که شما کنجکاوی فرد را تحریک می کنید، نوعی جاذبه ایجاد کرده اید که مقاومت در برابر آن غیر ممکن است. در این مرحله مشتریان مشتاق مرحله بعد می شوند.

1393274482-follow-laws-grab-customers-attention

شما می توانید کنجکاوی و حجم بالای درخواست را از طریق نشان دادن تنها گوشه ای از درخششِ طلایی که می خواهید پیشنهاد دهید افزایش دهید. آن را باید در دید مشتری بصورت غیر قابل انتظار جلوه دهید. به عنوان مثال اخیرا با رستورانی آشنا شدم که در عین جدید بودن و تا مدتی در تقلای مشتری بودن، اما یکباره با معرفی یک نوع استیک پنیری به قیمت هر پُرس ۱۰۰ دلار به صدر خبرهای محلی رسیدند و در نتیجه مردم برای امتحان کردن این غذای گران قیمت در تلاش و تقلا قرار گرفتند.

این تنها یک مثال از قوانین نادیده اما پرقدرتی است که موفقیت یا شکست روابط شما با مشتریانتان را مشخص می کند. علاوه بر تحریک حس کنجکاوی در اینجا قصد دارم چند قانون دیگر را هم برایتان معرفی کنم که می تواند به کارآفرینان جهت گسترش شبکه ارتباطات خود کمک کند تا از آن طریق مشتریان جدیدی را بدست آورند و با حفظ نگاهداری از آنها به جریان درآمدی خود هم بیافزایند.

روابط گسترده و عمیق بستگی به روابط دو طرفه دارد، نه فقط موعظه کردن مشتری بصورت یکطرفه!

یکبار بصورت پیاده از خرده فروشی های محدوده خود بازدید کنید، مطمئنا با یکی از این موارد افراطی مواجه خواهید شد: شما یا با یک مسئول فروش برخورد خواهید داشت که دست از صحبت کردن بر نمی دارد و پیوسته از ویژگیهای محصول می گوید یا با یک بی توجهی و سکوت از طرف آنها مواجه می شوید.

زمانی که می خواهید به مشتریان نزدیک شوید، روندی متعادل بین این دو حالت دیده شده را برای رفتار خود در نظر بگیرید. بدانید که مشتریان همیشه خواهان یک رابطه و بحث پر هیجان هستند که به آنها در شناسایی نیازهایشان کمک کند و بتوانند از راه حلهایی که شما برای آنها پیشنهاد می کنید با خبر شوند.

همین حالا کیفیت مکالمه با مراجعه کننده خود را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این صحبت و مکالمه با مراجعه کننده شما کمک می کند تا از مشکلات و چالش های خود و چگونگی فائق آمدن بر نیازها و اهداف خود مطلع شوند؟ یا اینکه با صحبت کردن با آنها تنها به مانند آدمهایی خسته کننده جلوه کردید؟

 شبکه ارتباطات خود را قبل از نیاز داشتن به آن بسازید!

سوالی که اغلب از من پرسیده می شود این هست که “چگونه می توانم از طریق مدیران اجرایی ارشد و تاثیرگذاران اقدام به گسترش شبکه ارتباطات خود بکنم؟  بهترین پاسخ به این سوال دنبال کردن و پیروی از آن فرد است، نه جایگاه آن فرد !  سعی کنید روابطی را با افراد باهوش، با انگیزه، جذاب و جاه طلب برقرار کنید – حتی اگر فرد در حال حاضر از جایگاه اجتماعی خاصی برخوردار نباشد. در تمام دوران کار و رشد با وی همراه باشید و در روابط خود او را دنبال کنید. اعتماد سازی کنید و قبل از آنکه از آنها چیزی بخواهید به آنها پیشنهاد کمک کردن بدهید . آنها به ترویج کنندگانی برای شما و کسب و کارتان تبدیل می شوند و شما را به افراد دیگری معرفی می کنند.

از برنامه و هدف دیگران مطلع باشید و به آنها در رسیدن به آن کمک کنید !

آیا تاکنون برایتان اتفاق افتاده که با یک مشتری جلسه ای داشته باشید و در میانه جلسه متوجه شوید که وی اصلا علاقه ای به موضوع مطرح شده در جلسه ندارد؟ شاید دیده باشید که پیوسته چشمشان را به چیزهای دیگری می دوزند یا اینکه سراغ گوشی تلفن خود می روند ! یا آیا تاکنون اتفاق افتاده که سعی در تنظیم قرار جلسه ای با یکی از مدیران عامل داشته باشید و او به هیچ شکلی زمانی را برای ملاقات با شما در برنامه زمانی خود باز نکند؟

در هر دو حالت مشکل یک چیز است: شما دقیقا به وی نشان نداده اید که چگونه به کار و اولویت های وی مرتبط هستید. این روند و البته نقطه اشتراک دقیقا نقطه ای است که شما باید برای ایجاد یک رابطه دو طرفه قوی از آن استفاده کنید. این نقطه می تواند شامل اهداف یک فرد شود و یا حتی در بعضی از موارد از آن هم وسیعتر باشد.

هر فردی در محیط کار خود دارای ۳ تا ۵ موضوع است که جزء اولویت های وی قرار می گیرد و عموما بر روی آنها متمرکز هستند. علاوه بر این آنها دارای یک الویت شخصی و مهم هم هستند. شما باید به هر دو این موارد دست پیدا کنید.

خواه شما در حال صحبت کردن با یک مشتری، یک همکار، رئیس خودتان یا یک دوست باشید، وظیفه اصلی شما پیدا کردن اولویت های وی است. آیا می دانید دقیقا در این لحظه چه چیزی برای آنها دارای اهمیت است؟ تنها زمانی که به این موضوع پی بردید، تازه متوجه می شوید که چگونه می توانید به وی کمک کنید تا از این طریق یک رابطه قوی دو طرفه را شکل دهید. تنها در آن زمان است که می توانید محصول یا خدمات خود را در متن اولویت ها به وی پیشنهاد دهید.

علاقه و اشتیاق مسئله ای واگیردار است!

اشتیاق و علاقه برای کاری که انجام می دهید و برای کسب و کار یک ویژگی پر قدرت اما دست کم گرفته شده است. اشتیاق باعث می شود تا همه افراد درگیر، انرژی مثبت کسب کنند و به تحرک بیافتند. در این رابطه به رغبت و علاقه شدید ریچارد برانسون برای کسب و کار و زندگیش بیاندیشید: بطور مجازی می توان گفت به بخشی از برند وی تبدیل شده است.


اشتیاق و علاقه شما هر کسی که در اطرافتان باشد را تحت تاثیر قرار می دهد. دیگران را به سمت شما جذب می کند. باعث می شود تا دیگران بخواهند با شما در یک رابطه منطقی قرار بگیرند و در نهایت به شما ایده می دهد و شما را تبدیل به یک فرد تاثیر گذار و پر قدرت می کند.

 نویسنده اندرو سوبِل

منبع:  سایت فرشید رمضانی




ادامه مطلب ... نظرات :

ترفندهای افزایش وفاداری مشتریان

نویسنده: محمدرضا امین چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 دسته بندی : مقالات بازاریابی و فروش ,

گرایش به سمت فروش‌های تازه یا رفتن سراغ مشتریان بزرگ‌تر همواره وسوسه‌کننده است. ولی جهت کامیابی و پیشرفت کسب‌وکار میبایست به مشتریان موجود – فارغ از اینکه چقدر کوچک میباشند- زیادتر دقت کرد.

راز کامیابی در کسب‌وکار تکرار و پیگیری موثر امور مشتریان است. پیگیری اثربخش بلافاصله بعد از فروش آغاز می‌شود. همان زمانی که با مشتری تماس می‌گیرید تا از او تشکر کنید و رضایت او از کالا یا سرویسی را که عرضه نموده‌اید جاوا شاود.

افزایش وفاداری مشتریان

افزایش وفاداری مشتریان

علاوه بر این ، روش‌هایی که در پی می‌آیند  منجر به می‌شوند که کسب‌وکار شما در ذهن مشتریان محفوظ بماند:

۱٫ به مشتریان اطلاع دهید که چه کاری می‌توانید جهتشان انجام دهید.
این اطلاع رسانی می‌تواند در قالب ارسال خبرنامه جهت مشتریان یا به روش‌های غیر رسمی‌تر ، نظیر تماس تلفنی با آنان انجام شود. فارغ از اینکه چه روشی را بکار می‌گیرید ، حتما میبایست به‌گونه‌ای که جلب دقت کند ، خدمات ارزنده‌ای را که عرضه می‌دهید ، خاطر نشان کنید. اگر دقیقا نگاوید که قادر به انجام چه کارهایی هستید احتمال دارد که آنان مدقت توانایی‌های شما نشوند. احتیاجی به خودستایی و تعریف‌های بلند ندارید ، کافی است با مشتری تماس بگیرید و به اطلاع او برسانید که دیگر احتیاجی نیست نگران کاغذبازی‌های اداری ، استخدام وکیل ، یا پیگیری موقعیت حمل کالا باشد یا (هر کار دیگری که آنان وادار نیستند خودشان انجام دهند)
۲٫ به بهانه‌های مختلف شخصا جهت مشتریان تان یادداشت‌ بفرستید .
به طور نمونه به عنوان یک عرضه‌کننده خدمات مسافرتی جهت مشتری خود بناوسید «امروز پشت میز کارم ناگهان نام شما به ذهنم آمد.آیا تا به حال هم سفرهای هوایی بلند مدت می‌راود؟ اگر جهت تعطیلات آینده به خدمات ما احتیاج داشتید حتما مرا آگاه کنید. هر لحظه که بفرمایید با آخرین و بهترین پیشنهاد‌ها در سرویس شما خواهم بود.» یا اگر به مراسمی که یک مشتری قدیمی انجام نموده رفتید بعد از آن یادداشتی با این مضون ارسال کنید: «ملاقات شما در میهمانی جشن آخر سال بسیار عالی بود. در آغاز سال تازه جهت دعوت به ناهار با شما تماس خواهم گرفت.»
۳٫ ارتباطات رودررو را حفظ کنید. ساده‌ترین روش‌های محاوره ، ارسال پیام صوتی و ایمیل میباشند ، ولی این روش‌ها ارتباطات شخصی را زایل می‌کنند.
راو این‌گونه ارتباطات مجازی به عنوان یک پیگیری موثر حساب زیادی باز نکنید. اگر افراد مورد نظرتان همواره در دسترس نیستند جهتشان پیام بگذارید و بگاوید که می‌خواهید با آنان رودررو صحبت کنید یا زمان‌هایی را تعیین کنید تا به دفتر کارشان براود.
۴٫ مناسبت‌های خاص را به خاطر داشته باشید.
در مناسبت‌هایی نظیر سالروز تولد ، ازدواج ، مناسبت‌های ملی و مذهبی جهت مشتریان‌تان کارت‌های تبریکی که نام آنان راوش درج شده باشد ، ارسال کنید. ارسال هدیه هم ابزاری خارق‌العاده جهت استمرار دادن به ارتباط با مشتریان است. احتیاجی نیست که جهت نشان دادن دقت به مشتریان مبالغ کلانی را جهت هدایای گران قیمت صرف کنید ، از خلاقیت‌تان بهره ببرید و هدایای جذاب و ارزان قیمتی را انتخاب کنید که با شغل شما یا کالایی که اخیرا مشتری شما خریداری نموده تناسب داشته باشد.
۵٫ اطلاعات‌تان را منتشر کنید.
اگر مقاله‌ای خواندید ، کتاب تازهی را مطالعه کردید یا خبری در خصوص سازمانی خاص شنیدید که امکانپذیر است جهت بعضی از مشتریان‌تان جذاب باشد آن را در قالب یک یادداشت جهتشان ارسال یا با تماس تلفنی آنان را آگاه کنید.
۶٫ تماس‌های غیررسمی با مشتریان را سرمایه‌گذاری جهت گسترش کسب‌وکار تلقی کنید.
بیشتر وقتی با مشتریان صحبت می‌کنید یا به ملاقات آنان می‌راود مدقت می‌شاود که در صحبت‌هایی که ظاهرا خارج از موضوع کار است نیز مواردی را عنوان می‌کنند که می‌تواند شما را به سمت یک معامله تازه هدایت کند. با دقت به کارهایی که مشتریان موجود می‌توانند جهت شما انجام دهند دلیلی وجود ندارد که تماس مستمرتان با آنان را ادامه ندهید. توانایی ابتکار خود را به کار بگیرید و ایده‌های فراوان دیگری که می‌تواند به شما کمک کند تا روابط پایدار خود با مشتریان را توسعه دهید ، پیدا کنید.





برچسب ها : ایده باران ,
دنبالک ها : ایده باران ,

ادامه مطلب ... نظرات :


آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :

    بروزرسانی :

درباره ما

این جا محلی برای مطرح کردن تکنیک های فروش و بازاریابی است. نظرات شما در بهبود مطالب مطرح شده ، در ارائه موارد بهتر کمک آفرین خواهد بود.



تبلیغات
  • طراحی قالب توسط پارس تولز
  • ParsTools.Com
.CopyRight © 2010 - 2011 foroshandegi Group , All Rights Reserved ©