تبلیغات
Untitled 2 دنیای فروش ، بازاریابی و موفقیت

دنیای فروش ، بازاریابی و موفقیت

» چگونه یک ایده خوب را کشف و سپس اجرا کنیم؟ ( شنبه 19 اردیبهشت 1394 )
» روزآمد 1394/2/19 ( شنبه 19 اردیبهشت 1394 )
» روزآمد 1394/2/17 ( پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 )
» روزآمد 1394/2/16 ( چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 )
» روزآمد 1394/2/15 ( سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 )
» پنج راه برای برباد دادن رویاهایت ( سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 )
» حق با کارکنانتان است ( یکشنبه 30 فروردین 1394 )
» تکنیک ۲۴ ساعته ثروت آفرینان برای تبدیل شکست به موفقیت ( شنبه 29 فروردین 1394 )
» حلقه گم شده کار آفرینان : فرآیند های فروش ( سه شنبه 18 فروردین 1394 )
» شینا لینگار: چگونه انتخاب را آسان تر کنیم ( شنبه 2 اسفند 1393 )
» روز آمد مجله اقتصادی ( شنبه 2 اسفند 1393 )
» مستند کارآفرینی نقاشی روی ظروف ( شنبه 2 اسفند 1393 )
» چگونه وب سایتهای بزرگ برای شما و برای یک میلیارد دیگر طراحی شده اند؟ ( پنجشنبه 30 بهمن 1393 )
» آینده چاپگر سه بعدی چه خواهد بود؟ ( پنجشنبه 30 بهمن 1393 )
» داعش باعث تغییر برند یک شکلات شد! ( یکشنبه 19 بهمن 1393 )

چگونه یک ایده خوب را کشف و سپس اجرا کنیم؟

نویسنده: محمدرضا امین شنبه 19 اردیبهشت 1394 دسته بندی : خلاقیت ,

 

محمدمیرزایی/خیلی از مردم فکر می‌کنند آغاز کردن یک کسب‌وکار جدید فرآیند رازآلودی است. آنها می‌دانند که می‌خواهند کسب‌وکار جدیدی راه بیندازند، ولی نمی‌دانند چگونه قدم اول را بردارند. خیلی ایده‌ها قبل از عملی‌ شدن فراموش می‌شوند و بعضی وقت‌ها هم ممکن است ببینید کسی چند سال بعد ایده شما را اجرا کرده و موفق شده. اگر می‌خواهید کسب و کار جدیدی ایجاد کنید قدم اول این است که بفهمید چگونه باید ایده جدیدی برای کسب‌وکارتان پیدا کنید و چگونه آن ایده را عملی کنید. باور کنید که خیلی کار سختی نیست.

چه موقع ایده‌مان را عملی کنیم؟

مردم همیشه در این فکرند که چه موقع ایده جدیدشان را عمل کنند. در واقع هیچ زمانی برای عملی کردن ایده جدید بد نیست. اگر شرایط اقتصادی خوب است، مردم کلی پول دارند و منتظر بهانه‌ای هستند که خرجش کنند. پس بهتر است ایده‌تان را عملی کنید. اما در شرایط بد اقتصادی هم برای شما به عنوان یک ایده‌پرداز جدید ماجرا خیلی بد نیست. از آنجایی که بیشتر مردم در شروع کردن ایده‌هایشان در چنین شرایطی دودل هستند، ایده‌های کمتری اجرایی می‌شود و شانس ایده شما برای دیده شدن بالا می‌رود.
تقریباً سالانه ششصدهزار ایده جدید در امریکا اجرایی می‌شود. اما خیلی‌های دیگر هم هستند که با خودشان می‌گویند همین امسال ایده‌ام را عملی می‌کنم و هیچ‌وقت این کار را نمی‌کنند. چون هرکسی برای خودش موانعی دارد که خیلی وقت‌ها مانع عملی شده ایده‌اش می‌شود. خیلی‌ها از شروع کردن کسب‌وکار جدید می‌ترسند؛ چون ممکن است شکست بخورند. بعضی‌ها هم منتظر ایده نابی هستند که هیچ‌کس تا به حال به فکرش نرسیده و فکر می‌کنند فقط در چنین حالتی باید ایده‌شان را عملی کنند. به بیان دیگر، منتظرند که دوباره چرخ را اختراع کنند.
اما همه شبیه بیل گیتس و استیو جابز نیستند که ایده کاملاً جدیدی داشته باشد. اما اگر مثل این‌ها نیستید لازم نیست منتظر یک ایده کاملاً جدید باشید. خیلی وقت‌ها می‌شود از ایده‌های قدیمی‌تر استفاده کرد. برای این کار سعی کنید چنین سوال‌هایی از خودتان بپرسید: «چگونه می‌توانم این کار را بهتر کنم» یا «آیا می‌توانم این کار را بهتر از دیگران یا متفاوت با روش آنها انجام دهم؟» یا خیلی ساده‌تر «آیا بازار دست‌نخورده‌ای وجود دارد که این خدمت یا محصول به آنجا عرضه نشده باشد؟» اگر برای این پرسش‌ها، پاسخ‌های مناسبی دارید، وقت شروع کردن فرارسیده.

بگذارید اید‌ه‌ها تراوش کنند

چگونه فرآینده ایده دادن را شروع کنیم؟ اول یک برگه کاغذ بردارید و بالایش بنویسید «چیزهایی درباره من» پنج تا هفت تا نکته درباره خودتان بنویسید: کارهایی که در آن‌ها خوب هستید، کارهایی که دوست دارید انجام دهید و علایق شخصی‌تان. ممکن است چنین چیزهایی در لیست‌تان باشد: «در رفتار با مردم خیلی خوب هستند، بچه‌ها را خیی دوست دارم، عاشق نوشتن‌ام، از کار با کامپیوتر خیلی خوشم می‌آید، از سروکله زدن با اعداد لذت می‌برم، خیلی خوب می‌توانم مفاهیم بازاریابی را تحلیل کنم، مسئله‌حل‌کن قابلی هستم.» هر چیزی که به ذهن‌تان می‌آید بنویسید. لازم نیست با هم همخوانی داشته باشند. وقتی لیست تمام شد جلوی هرکدام از جمله‌ها بر حسب اولویت عدد بگذراید.
در طرف دیگر کاغذ چیزهایی را لیست کنید که دوست ندارید یا در آنها خوب نیستید. شاید در بازاریابی خیلی خوب باشید ولی از سر و کله زدن با مردم مختلف بدتان می‌آید. یا مثلاً از سفر کردن زیاد یا صحبت کردن در جمع خوش‌تان نمی‌آید. زیادی مته به خشاش نگذارید. هر چه به ذهن‌تان می‌آید بنویسید.
وقتی کارتان تمام شد از خودتان بپرسید «سه یا پنج محصول یا خدمتی که می‌تواند زندگی شخصی من را بهتر کنند، چیست؟» حالا یک برگ دیگر کاغذ بردارید و محصولات یا خدماتی را لیست کنید که زندگی شما را شادتر یا راحت‌تر می‌کند.
در قدم بعد همین سوال را درباره زندگی کاری‌تان از خودتان بپرسید. مشخص کنید چه چیزهایی می‌تواند کارتان را ساده‌تر کند یا گسترش دهد. این‌ها را هم در سمت دیگر کاغذ دوم بنویسید. در نهایت از خودتان بپرسید که چرا می‌خواهید یک کسب‌وکار جدید راه بیندازید. حالا مواد خام برای ایده‌پردازی کامل شد و می‌توانید با کنار هم گذاشتن این لیست‌ها سراغ کشف ایده جدید بروید.

لحظه‌های الهام‌بخش

بعد از اینکه خودتان را کامل شناختید می‌توانید دنبال ایده بگردید. یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای کشف ایده جدید گوش دادن به مشکلات و سختی‌های اطرافیان‌تان است. فقط دقت کنید که زمان شنیدن مشکلات، به جای غر زدن به راه‌حل‌های جدید فکر کنید. ممکن است نزدیک محل کارتان هیچ تهیه غذای خوبی نباشد و همه از این مشکل عاصی شده باشند. یک مثال جالب به رید هستینگ مربوط می‌شود. وقتی او برای دیر پس آوردن فیلمی که از کلوب امانت گرفته بود جریمه شد، به سرش زد چرا نمی‌توان با پرداخت یک اشتراک ثابت، هر اندازه که می‌خواهیم فیلم امانت بگیریم و همین باعث راه‌اندازی سایت Netflix شد که بیش از یک میلیارد دلار درآمد داشت.
پیدا کردن ایده کار سختی نیست. مهم این است که بتوانید آن را بسته به شرایط مکانی و زمانی خود شخصی‌سازی کنید و خلاقیت خودتان را به آن اضافه کنید. در واقع شخصی‌سازی ایده یک انتخاب نیست، بلکه اگر می‌خواهید کسب‌وکار جدیدتان موفقیت‌آمیز باشد این کار ضروری است. شما نمی‌توانید یک ایده را همیشه به یک شکل ثابت اجرا کنید. همه ایده‌ها مثل مک‌دونالد نیستند که بشود با ظاهر یکسان در همه‌جا عملی‌شان کرد.
یک راه خوب برای اینکه بفهمید ایده‌تان جواب می‌دهد یا نه این است که درباره‌اش با همکاران‌ و دوستان‌تان صحبت کنید. شاید حتی بتوانید ایده‌ خود را در گام اول در محله یا بین اعضای فایل‌تان به صورت محدود اجرا کنید تا نقص‌ها و باگ‌های احتمالی‌اش مشخص شود. از این نترسید که کسی ایده شما را بدزدد. یادتان باشد که این ایده شماست و شما بهتر از هر کسی می‌توانید عملی‌اش کنید. البته سعی کنید فقط مفاهیم کلی را به بحث بگذارید و خیلی وارد جزئیات نشوید.

انجامش بده!

یادتان باشد که عملی کردن ایده موشک هوا کردن نیست. کار راحتی نیست، ولی آن‌قدرها هم سخت نیست که بیشتر مردم فکر می‌کنند. مطمئن باشید که بعد از عملی کردن هر مرحله، می‌توانید به مرحله بعد فکر کنید و همه چیز خوب پیش خواهد رفت. قدم اول این است که دقیقاً مشخص کنید قرار است چه‌کار کنید. از اطرافیان‌تان بپرسید «آیا شما این محصول یا خدمت را می‌خرید؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است حاضرید چقدر برایش هزینه بپردازید؟»
بی‌شک خیلی‌ها پاسخ منفی می‌دهند. ولی این نباید باعث دلسرد شدن شما شود. این بازخوردها باید به شما کمک کند با شرایط واقعی مواجه شوید و مسیرتان را اصلاح کنید، نه اینکه باعث شود قبل از شروع کار همه چیز را تعطیل کنید. اگر نه شنیدید ناامید نشوید، آنقدر سراغ افراد مختلف بروید تا شرایط به طور کامل دست‌تان بیاید.
یکی از هشدارهای مهمی که از اطرافیان خواهید شنید درباره ریسک کردن است. همه به شما می‌گویند ریسک این کار بالاست. اما رسیدن به هر موفقیتی نیاز به خطر کردن دارد. به علاوه، بین ریسک احمقانه و ریسک محاسبه‌شده تفاوت مهمی وجود دارد. اگر همه چیز را به طور کامل در نظر گرفته‌اید نگذارید ترس سد راه‌تان شود. البته باید حواس‌تان باشد روی چیزهایی مثل منزل شخصی، خانواده و سلامتی نمی‌شود ریسک کرد. اگر تنها چیزی که ممکن است از دست دهید زمان، انرژی و مقداری پول است، ریسک کردن می‌ارزد.
مشخص کردن کاری که قرار است انجام دهید فقط قدم اول است. هنوز خیلی کار پیش رو خواهید داشت. باید مطالعه کنید، با آدم‌های خبره مشورت کنید و درباره کار جدید اطلاعات جمع کنید. طوری کار کنید که بعداً با خودتان بگویید «این همان سالی بود که مشغول راه‌اندازی ایده جدیدم بودم

 





برچسب ها : خلاقیت , خلاق باش ,
دنبالک ها : سایت خلاق باش ,

ادامه مطلب ... نظرات :

روزآمد 1394/2/19

نویسنده: محمدرضا امین شنبه 19 اردیبهشت 1394






ادامه مطلب ... نظرات :

روزآمد 1394/2/17

نویسنده: محمدرضا امین پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394






ادامه مطلب ... نظرات :

روزآمد 1394/2/16

نویسنده: محمدرضا امین چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394






ادامه مطلب ... نظرات :

روزآمد 1394/2/15

نویسنده: محمدرضا امین سه شنبه 15 اردیبهشت 1394






ادامه مطلب ... نظرات :

پنج راه برای برباد دادن رویاهایت

نویسنده: محمدرضا امین سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 دسته بندی : فیلمهای کوتاه ,

همه ما می خواهیم چیزی را اختراع کنیم که اساسا موفقیت آمیز باشد،شرکت موفقی راه اندازی کنیم، کتابی بنویسیم که بهترین فروش سال را داشته باشد. و درعین حال تعداد بسیار کمی از ما در واقع اینها را انجام می دهیم. کارآفرین برزیلی بل پیزو پنج اسطوره‌ی ساده انگارانه‌ای را که با وجود آن ها، پروژه رویایتان هرگز به ثمر نمی رسند را می شکافد.






ادامه مطلب ... نظرات :

حق با کارکنانتان است

نویسنده: محمدرضا امین یکشنبه 30 فروردین 1394
   

 مرحوم دکتر طوسی پدر مدیریت ایران سال ها پیش در کنفرانس مدیران کیفیت گفت:"آیا آموخته اید که حق با مشتری است"همه حاضرین پاسخ دادند:آری، سپس گفت:"امروز می خواهم به شما چیز جدیدی یاد دهم، و آن این است:حق با مشتری است دیگر شعار منسوخی است، از این پس شعار این است حق با کارکنانتان است." آری، درست خواندید امروز تجربه مدیریت جهان این است که اگر بنگاهی کارکنان راضی داشته باشد دیگر کار خاصی لازم نیست انجام دهد،چرا که کارکنان فرهیخته و راضی، جان و نه جسم خود را به عرصه کار می آورند و کدام بنگاه را می شناسید که کارکنانش جان های خود را به عرصه آورند و نتیجه نگرفته باشد. همواره چنین است که وقتی سازمان چنان اعتماد کارکنان را جلب نماید که آنها هویت خود را در سازمان خود بیابند، دیگر مرزهای کارکنان و سازمان فرو ریخته و این دو در هم ادغام خواهند شد، و این همان مفهوم سازمان یادگیرنده است که استاد بزرگ سیستم ها و مدیریت  در جهان یعنی پیتر سنگه آن را "سازمان نسل پنجم"می نامد. پیش به سوی خلق چنین سازمان هایی.
   






ادامه مطلب ... نظرات :

تکنیک ۲۴ ساعته ثروت آفرینان برای تبدیل شکست به موفقیت

نویسنده: محمدرضا امین شنبه 29 فروردین 1394 دسته بندی : مقالات بازاریابی و فروش ,

تازه سخنرانیم تمام شده بود و طبق روال ایستاده بودم که تا آخرین سوالات را بشنوم و پاسخگو باشم اما زن و مرد جوانی در طول سخنرانی هم با اینکه ردیف اول بودن و چسبیده بودن به سن ، اما دائما پچ پچ می کردن ، با فاصله ایستاده بودن ، وقتی تقریبا همه رفتن ، چیزی شبیه یواشکی به من نزدیک شدند
اولین سوالی که تو ذهن بد جوری رژه می رفت این بود که ، اینا چی می خوان؟
وقتی که سلام کردم ، مرده با صدای ضعیف گفت:
….. ما پول کم آوردیم

یعنی چی ؟
والا ، ما توی کار روغنهای صنعتی هستیم و تازه هم ازدواج کردیم اما الان که می بینم ما ۷۰۰ میلیون تومان ضرر کردیم.
و راهی جز فرار نداریم
زندگی سیاهی را برای من ترسیم کردند خانمش که عروس خانم ۸ ماه پیش محسوب می شد چند بار دستمال کاغدیشو عوض کرد. و شاه داماد قدیم هم اگر غرورش اجازه می داد مثل بچه های مادر مرده همون وسط لابی اصلی صداوسیما می شست زمین و فریاد و فغان .
من خودم هم اگر جای اینا بودم بدتر گریه می کردم ، همانطورکه سال ۸۱ وضعیتم بدتر از اینا بود .
میدونید مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که این افراد بزرگترین درد شون اینه که فکر می کنند که یک استثناء از کلکسیون بدبختی ها هستند . اما این آتش فشان زمانی آرام می شه که متوجه می شن که اصلا اتفاق خاصی نیفتاده و یک روند طبیعی و البته سخت طی شده و بوجود امده . همین.
بزرگترین و موفق ترین تجار، شکست خورده ترین و بیشتر ضرر کرده ترینها هستند. اما از طرفی دیگه کارآفرینانی نیز بوده اند که چند شکست پیاپی آنها را نا امید کرده و باعث شد از دست یابی به اهدافشان دست بکشند. موارد زیر را به دقت ملاحظه کنید:
استیو جابز خالق برند اپل بزرگترین شکست زندگی اش را زمانی متحمل شد که از شرکتی که خودش تاسیس کرده بود او را اخراج کردند.
رابرت کیوساکی ،کارآفرین و نویسنده سری کتاب های پدر پولدار پدر بی پول، اولین شکست بزرگ زندگی اش را زمانی تجربه کرد که محصول پرفروش شان توسط شرکتی دیگر که حق امتیازش را گرفته بود تولید شد و کاملا فروش آن برای رابرت کیوساکی ممنوع شد.
شرکت کوکاکولا بزرگتری شکست را زمانی متحمل شد که ادعا کرد نوشابه ای رژیمی تولید کرده است اما محققین آنرا دروغ کذب اعلام کردند که باعث شد ۶۷% فروش سالانه اش کاهش پیدا کند.
و
کارآفرینان وثروت آفرینان معتقدند شکست بدیهی است اما راه غلبه و گذر از آن مهم است.در بین ثروت آفرینان اصطلاحی معروف وجود دارد “زمانی موفق میشی که جرات شکست خوردن داشته باشی” اما آنچه مهم است اینکه واکنش شما بعد از شکست چیست؟
افراد کمی میتوانند از شکست شان گذر کنند و آنرا تبدیل به موفقیت کنند. البته شما نیز میتوانید. در این مقاله تکنیکی میخونید که با استفاده از آن میتو نید سریع شکست را تبدیل به موفقیت کنید:
سریع شکست بخورید و سریع از آن عبور کنید
تکنیک غلبه بر شکست و تبدیل آن به موفقیت بسیار ساده است، ابتدا داستان واقعی زیر را بخوانید :
Bloom نام بازی ای بود که توسط کارآفرین حوزه IT یعنی 
Jeremy Bloom تولید شده بود. او سال ها وقت صرف ساختن آن کرده بود و قرار بر این بود که در مسابقات زمستانی بازی های کامپیوتری آنرا وارد عرصه رقابت کند.
او در اوایل به چند اشتباه فاحش بازی اش پی برد و بعد ها تعداد اشتباهات سیر صعودی پیدا کردند ! بازی ساخته شده Jeremy توانست مقام ششم را بدست آورد . شکست بزرگ زمانی برای Jeremy پدیدار شد که پی برد نفرات اول تا ششم تماما کمتر از ۶ ماه وقت صرف ساختن بازی شان کرده بودند ا
با نهایت عصبانیت از تکنیک ۲۴ ساعت استفاده کرد. او ۲۴ ساعت به خودش مهلت داد تا عصبانی، افسرده، نا امید، شاکی از زمین و زمان و … باشد و حتی ۱ دقیقه بعد از ۲۴ ساعت نباید در چنین وضعیتی باشد و باید تماما آنرا فراموش کند و به زندگی عادی خودش برگردد.

البته ممکن است شکست های ما در حد چندین سالیان زحمت کشیدن، یا اخراج ما از شرکت تاسیس شده توسط خود ما یا … نباشد اما مهم ترین بخش از شکست ما باید این باشد که نباید اجازه بدیم حتی ۱ دقیقه بعد از ۲۴ ساعت گذشته از شکست مان هنوز احساس نا امیدی، ضعف و عصبانیت داشته باشیم.
به هر طریقی بتوانیم باید آنرا خنثی کنیم، مهم نیست چه روشی اتخاذ کنید. شاید یک مسافرت رفتن یا شاید تماشای یک فیلم خنده دار.
شما باید در این ۲۴ ساعت تمام عصبانیت و انرژی منفی تان را تخلیه کنید، اگر بیشتر پیش خودتان نگه دارید احتمال وقوع شکست های دیگر بیشتر میشود. پس اگر بار دیگر در زندگی متحمل شکستی شدید، در نظر داشته باشید که باید به خودتان زمانی برای تخلیه احساسی بدهید و نباید آن زمان بیشتر از ۲۴ ساعت طول بکشد. شما با این روش تبدیل به یک کودک نخواهید بود که گریه میکند ! بلکه کاری را انجام خواهید داد که متخصصین توصیه میکنند.
دوست عزیز و قدرتمند من، اکثر کارآفرینان شکست میخورند، اما اقلیت آنها از شکست شان عبور میکنند و به موفقیت میرسند. در دنیای تجارت شکست یک امر بدیهی است. اما در دنیای عوام شکست پایان زندگیست. پس اگر خود را شکست خورده میدانید، فقط و فقط ۲۴ ساعت وقت دارید که شروع بعدی را پایه گذاری کنید. بنابراین با همه قدرت خود اتفاق پیش آمده را فراموش کنید و پس از اتمام این ۲۴ ساعت آماده ی دریافت امواج پیروزی باشید. وقت شما از همین الان شروع شد…..
شب و روزتون عالی و آفتابی





دنبالک ها : منسیکس ,

ادامه مطلب ... نظرات :

حلقه گم شده کار آفرینان : فرآیند های فروش

نویسنده: محمدرضا امین سه شنبه 18 فروردین 1394 دسته بندی : مقالات بازاریابی و فروش ,
چرخه های فروش

 

درست است که تمام کسب و کار های تحت وب تمام تلاش خود را به کار می بندند تا فروش خود را از طریق وب سایت انجام دهند و ارتباط خود را با مشتری از این طریق حفظ نمایند ولیکن هیچ وقت مخصوصا در ابتدای راه چنین چیزی محقق نمی گردد(حداقل تجربه این حقیر اینجنین بوده است). چند روز پیش سئوالی برای من ارسال شد که پاسخ بلندی نیاز داشت . که فکر می کنم سئوال بسیاری از شما باشد و تصمیم گرفتم پاسخ کوتاهی به این سئوال بدهم تا راهنمای همه دوستان باشد.

اول از همه یک نکته بزرگ :

بنده کارشناس فروش نیستم و تمام این مطلب راهکار های شخصی من بر مبنای مطالعات اندک و تجربه بسیار کم است.

سوال: من باور دارم که توانایی کافی برای مدیریت موثر به مشتریان احتمالی و فعالیت فروش نداشته و نمی توانم فرآیند فروش را کامل کنم( جایی سرنخ از دست من رها می شود). من در پیدا کردن مشتریان از وب، توانایی زیادی دارم، اما نمی توانم به آنها محصول را معرفی کرده و فروش را کامل کنم. ایشان از طریق وب خرید زیادی ندارند ولیکن تماس تلفنی و حضوری به من و وب سایت من بسیار زیاد است. لطفا کمکم کنید.

جواب: اول از همه، فکر نکنید، شما تنها کسی هستید که با این مشکل روبرو شده اید. اگر واقعیت را بخواهید، تمام کارآفرینان، با این موقعیت روبرو می شوند. برای من، ۱۰ سال طول کشید تا فرآیندی قطعی برای کنترل کردن و مدیریت فرآیند فروش در حرفه خودم، پیدا کنم که اصلا برای خودم هم راضی کننده نیست و هر روز در حال بهبود آن هستم. بنابراین، بهتر است یک کاغذ، مداد و پاک کن فراهم کرده و سریعا دست به کار شوید.

کنترل فرآیند فروش خود را به دست گیرید

پیش از اینکه کاری بکنید، به توصیه برادر کوچکتان گوش بدهید.  مثل یک برنامه نویسی شروع به طراحی فرایند فروش به صورت کتبی بکنید. یک چارت داشته باشید و شماتیک عمل کنید. شبیه به این:

چرخه فروش فرضی

چرخه فروش فرضی

۱ – مشتری تماس می گیرد
۲ – اطلاعات مشتری را می گیریم و گفتگو را ادامه می دهیم.
۳ – اطلاعات را در سیستم مکانیزه یا دفتر خودمان وارد می کنیم.
۴ – ۳ روز بعد از ایشان برای خرید پیگیری می گنیم
۵ – اگر نتیجه مثبت بود که هیچ مگرنه از روش …………. ادامه می دهیم.
در این فرایند دقت کنید و فرآیندی برای خودتان تعریف کنید که بهترین پاسخ را برای شما داشته باشد. بهتر است همیشه این فرآیند را به روز رسانی کنید. بازخورد ها را یادداشت کنید و همیشه به روز باشید.
من پیشنهاد نمی کنم که شما،  وقت خود را برای داشتن لحن قدرتمندی در تماس های تلفنی برای فروش، بکار گیرید ولی من پیشنهاد می کنم از این مسئله اطمینان پیدا کنید که هر مرحله در فرآیند فروش، به طور منظم، اجرا می شود و بازخورد ها در جدولی ذخیره می گردد. حداقل، شما باید بدانید که  کدام مشتری احتمالی در کدام مراحل فرآیند قرار دارد. هر اتفاقی باید قابل پیش بینی بوده و در صورت اجرای آن، نتایج مشخص داشته باشد. وقتی هر کدام از مراحل فرآیند فروش، فراموش شده، یا در زمان مشخص کامل نشود، نتایج تغییر پیدا می کنند. پس شما باید برنامه مناسب را طراحی کرده و سپس از آن پیروی کنید. با انجام چنین کاری، شما می توانید کنترل فرآیند را به دست بگیرید. شما باید یک برنامه تجاری مدون داشته باشید.

تبدیل کردن مشتریان احتمالی به مشتریان واقعی

شما باید مدت زمان لازم برای اثربخشی خرید محصولات، یا در واقع تبدیل کردن مشتری احتمالی به واقعی را درک کنید. همین الان کمی بررسی کرده و زمان کل چرخه فروش را با توجه به اولویت های زیر، دسته بندی کنید:

فعالیت  برای مشتریان ایجاد کننده درآمد سریع

قرارداد با یک مشتری

قرارداد با یک مشتری

مشتریان احتمالی که در این محدوده قرار دارند، “پرخطرترین” محسوب شده و کسانی هستند که باید بیشترین زمان و سرمایه را برای آنها صرف کنید؛ در واقع همان افرادی که آموزش داده شده، تغذیه شده و بهترین ایده ها، به آنها ارائه شده است. بنابراین، این افراد، می توانند به راحتی، فرآیند را تکمیل کرده و از رقبا دزدیده شوند ویا برعکس توسط رقبا به علت آمادگی بسیار بالای خرید دزدیده شوند. همان طور که همگی می دانیم، این همان محدوده ای ست که ممکن است، ناگهان همه چیز، بدون هیچ دلیلی، خراب شود. ممکن است، مشتریان احتمالی مایوس شده، اولویت های آنها تغییر کرده و فرصت ها نیز، از بین بروند. واقعا دردناک خواهد بود، نه؟ فکر کنید مشتری ای را آماده کرده اید و رقیب شما با او دست می دهد !
مطمئنا، در هر مرحله که بوده و هر کاری که انجام دهید، اولویت اول شما، انجام تمام کارهای لازم برای تکمیل فرآیند فروش در تمام مشتریان احتمالی این محدوده است. ما باید این افراد را به مشتریان واقعی تبدیل کنیم.آنها باید تجربه خوبی از سازمان شما پیدا کنند. این بالاترین اولویت است.
اگر مطمئن نیستید که آیا  مشتری احتمالی، در این محدوده است، از قانون من زیر برای تشخیص اولولیت مشتریان احتمالی استفاده کنید:
•    شما و مشتریان احتمالی، بر سر شرایط فروش، توافق کرده اید، و آنها بودجه را تأیید کرده اند.
•    تصمیم گیرنده فروش، بر سر بازه زمانی برای شروع ارتباط تجاری، توافق کرده است.
•    تنها کار باقی مانده، امضا کردن قرارداد، توسط تصمیم گیرنده است.

مشتریان نیازمند به فعالیت بیشتر

اولویت بعدی، هدایت کردن افرادی است که در فرآیند فروش شما وجود دارند(و علاقه اولیه را به محصولات شما نشان داده اند). شما باید آنها را به سطح بعدی در تعهد خرید، هدایت کنید. به عبارت دیگر، این ها همان مشتریان احتمالی هستند که شما با آنها ملاقات کرده یا در تلفن با آنها صحبت کرده و نیاز به محصول شما دارند. آنها بودجه را برای خرید داشته و به محصول شما نیاز دارند، شما نیز به فروش، نیاز دارید. علاقه ایشان بیشتر از یک علاقه تصادفی است.

فعالیت تبدیل سر نخ فروش به مشتری احتمالی و در نهایت واقعی

این همان محلی است که شما، بهترین مشتریان احتمالی خود را از اولولیت دو، به مراحل نهایی فروش، تبدیل می کنید. این کار، معمولا شامل معرفی محصولات، محصولات دارای اولویت های مختلف، پاسخ به پروپوزال های کتبی، نهایی کردن آمار و شاید ارائه مرجع می شود.اینهای کسانی هستند که فقط ابراز تمایل کرده اند.

سه مرحله برای بستن قرارداد

با بستن تمام فرصت هایی که “خام” هستند، فرآیند فروش خود را کامل کنید. سپس شرایط لازم برای فرصت های جدید را ایجاد کنید. در آخر، هر فرصت دارای شرایط لازم، را به مرحله نهایی فروش هدایت کنید. این سه مرحله را در هر روز کاری خود دنبال کرده و تنها بعد از رعایت این سه اولولیت را به ترتیب، به وظایفت اجرایی دیگر بپردازید. شما پی می برید که توانایی شما برای مدیریت و کنترل فرآیند فروش، خودبخود تقویت خواهد یافت.

 

فروش در اصل در تخصص من نبوده ولیکن یکی از کورترین و سخت ترین گره های کارافرینی می باشد. شاید بهتر باشد روزی یک ساعت از زمان خوابتان کم کنید و در موردتکنیک ها و تاکتیک های فروش مطالعه کنید. به هیچ عنوان ضرر نمی کنید.

این مطلب فقط چالشی بود برای شما تا هرچه زودتر به فروش خود سر و سامان دهید.





دنبالک ها : وب برندینگ ,

ادامه مطلب ... نظرات :

شینا لینگار: چگونه انتخاب را آسان تر کنیم

نویسنده: محمدرضا امین شنبه 2 اسفند 1393



همه ما تجربیات و محصولات منطبق با نیازهای شخصی می خواهیم— اما هنگام روبرو شدن با ۷۰۰ گزینه ، مشتری ها قفل میکنند. شینا لینگر با تحقیقی جدید و جذاب نشان میدهد که چگونه بنگاههای اقتصادی (و نیز سایرین) میتوانند تجربه انتخاب را بهبود ببخشند.







ادامه مطلب ... نظرات :


آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :

    بروزرسانی :

درباره ما

این جا محلی برای مطرح کردن تکنیک های فروش و بازاریابی است. نظرات شما در بهبود مطالب مطرح شده ، در ارائه موارد بهتر کمک آفرین خواهد بود.


 

ایده هایی برای شروع یک شغل

 

 

روشهای افزایش فروش

 


تبلیغات
  • طراحی قالب توسط پارس تولز
  • ParsTools.Com
.CopyRight © 2010 - 2011 foroshandegi Group , All Rights Reserved ©